تبليغاتX
معید لند

معید لند

خود گویم و خود خندم و به به چه هنرمندم و......

افشاگري...

بنا نبود الان پست جديد بذارم ولي چه كاركنم ديگه.همش تقصير sahahkoh.blogfa.comتو رو خدا اگه بلدين هك كنين ترتيب اين وبلاگه رو بدين.گفتن ازادي بيان...نه ديگه تا اين حد.اگه به عنوان بالاي وبلاگه توجه كنين دو كلمه ي مظلوميت و بلوچ رو مي بينين كه دو كلمه ي كاملا متناقض با هم هستن.به نظر من بلوچ=غارت=قتل=قاتل=خطر مرگ!!اخه يكي نيست به اين نويسنده ي وبلاگه بگه:نه كه خيلي دانشمند و فيلسوف دارين و الان هم باعث پيشرفت و سرافرازي كشور هستين؟نه كه خيلي در ايران توليدكننده به حساب مياين(همين ايران كولا رو هم چند روز پيش درش رو بستن به سلامتي)؟نه پس اين قوم فارسه كه واردكننده ي مواد مخدر و مشروبات الكلي و سي دي و دي وي دي ارجينال به كشوره(ولي خداييش خودم از طرفداراي دي وي دي ارجينال هستم اخه بدجوري زبان ادم رو قوي مي كنه!!)؟نه پس اين قوم ترك و كرد و لره كه هر چندوقت يه بار جلوي مردم بي گناه رو مي گيرن و لت و پارشون مي كنن؟
يك چهارم ايران رو گرفتي و هر....هم كه مي خوان توش انجام ميدن.به اندازه اي كه در كل كشور خلاف ميشه تو اين يك چهارم جا خلاف مي كنن.اصلا به جز مصرف گرايي چه كار ديگه اي بلدن؟باور كنين به جز ضرر چيزي براي كشور ندارن.بعد حرف از مظلوميت ميزنن.واقعا خنده داره.هيچ اعتقاد و پايبندي هم ندارن.الكي نيست كه همه جاي كشور پيشرفت كرده به جز بلوچستان.دلشون خوشه چندبارچندبار با پول هاي باداوردشون برن و دور خونه ي خدا بگردن و احتمالابراي هر چه زودتر فروپاشي نظام جمهوري اسلامي دعا كنن.يه چيزي تو مايه هاي اعراب جاهليت.مثلا الان دو هفته اي هست كه شبكه خبر قط شده.حالا بگيد چرا...زياد فشار نيارين ...امروز فهميديم دكل گيرنده ي شبكه ي خبر رو دزديدن...
به هر حال از من گفتن بود .مسئولين دير بجنبن يه جمهوري خود مختار بلوچ اين گوشه ي كشور تاسيس خواهد شد.ولي يه خصلت باحال هم دارن.اون هم معرفته.حتي همون خفن خلافشون هم با معرفته.ولي چه فايده........ در يك كلام...الكي نيست كه خدا خيلي از نعمتاي خوشگلشو از اين منطقه دريغ كرده...
(ميگما...خيلي جرات دارم كه تو ناف بلوچستان نشستم دارم چيز براي بلوچا مي نويسم.اگه يه مدت ديگه رفتيد سر چهارراه ديديد اينايي كه سي دي شو و پارتي و سي دي حادثه ي تاسوكي و جاده ي بم رو مي فروشن داد مي زنن كه:((بدو بدو سي دي سر بريدن معيد هم رسيد))زياد تعجب نكنين)
راستي مرگ بر اسراييل...
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 2:25 قبل از ظهر  توسط هري پاتر  | 

مجنون و ليلي(2):قسمت

ليلي بين چند تا مجنون گير كرده بود.به عبارت ديگه تو چندراهي قرار گرفته بود.مي دونيد كه ....انتخاب بين دو تا سخته چه برسه به چند تا.
ليلي:از بين مجانين(مجنون ها)قرعه مي كشيم تا حق كسي ضايع نشود.
گفتند باشه(چون بهش اعتماد داشتن).بعد اسم تمامي مجانين رو توي كاغذ نوشت و هر كاغذ رو دو بار تا كرد و كاغذي رو كه پوچ بود يك بار تا كرد.قرعه كشيد.قرعه پوچ اومد.
ليلي:خوب مثل اينكه چاره اي نيست.لابد قسمت اين بوده.....
شعر مربوطه(بدون وقفه بخوانيد):اي مجانين برويد غاز چراني يا كه موذي حشران را بپراني*اي مجانين همگي بر سر كاريد دور او خط كش و بين تا كه دماغش به چه سان خوب چزاني بعد يك مدت كوتاه به دنبال شما ميكند او اسب دواني تا كه شايد بتواند كه به مجنون خود الفاظ پر از عشق رساني*!!!
*:همان مگس پراني خودمان است
*:در اينجا برساني يعني برساند(ارايه مجاز!!!!)
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385ساعت 0:53 قبل از ظهر  توسط هري پاتر  | 

گون از نسيم......

در راستاي برطرف كردن بعضي شبهات احتمالي بايد به عرض برسونم كه....هر چي كه باشم ديگه سارق ادبي كه نيستم....يعني هر مطلبي رو كه بدون ذكر منبع يا نام شاعر و نويسنده است مال خودمه....اصلا همه چي از اونجا شروع شد كه.....و شما سعدي و حافظ چه زيبا گوييد/كه به هنگام سحر/از غم و غصه نجاتت دادند/ودر ان تاريكي اب حياتت دادند/يا كه خود گويي از ان ديده ي هوش/كه ملائك همه پيمان بردوش/بر در ميخانه/بسرشتند گل انسان را/كه بود اغلب اوقات چنين ديوانه/وتو اي سعد(مسعود سعد)/چه دلسوزانه/گويي از مكروفريب دنيا/كه تو را با زنجير/بستند غريبانه:شخصي به هزار غم گرفتارم/در هر نفسي به جان رسد كارم/ياران گزيده داشتم روزي/امروز چه شد كه نيست كس يارم/بسيار اميد بود در طبعم/اي واي اميدهاي بسيارم........
يعني به عبارت ديگه همين چند شاهكار ازشاعران ايروني كافيه تا هر شخصي رو تحريك به شعر گفتن كنه....اصلا ميگن ايرونيادو كار رو حتما يك بار هم كه شده تو عمرشون انجام ميدن:(1)پينگ پونگ بازي كردن(2)شعر گفتن
پس تا دير نشده دست به كار شين و گرنه....بايد به ايروني بودنتون شك.....
اين هم به مناسبت اين ايام(كه البته نيدونم شاعرش كيه).ان شاءالله طاعات و عبادات همه قبول:
در وصف علي حق در ناصفته ندارد
قران به جز از حرف علي گفته ندارد
مي خواست قلم نقطه ي ضعفش بنگارد
بيچاره ندانست علي نقطه ندارد
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 0:49 قبل از ظهر  توسط هري پاتر  | 

اي ادميان(2)

اي مردم دنيا كه همه در خوابيد
در برابر جفا به من مي خوابيد
يك بغض بزرگ است درون حلقم
هر كدامتان كشك خودش مي سابيد
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 2:6 قبل از ظهر  توسط هري پاتر  | 

به افتخارم..........

بابا امان از دست اين ويروسا...الان هم با كلي تغيير و تحول تو كامپيوترم تونستم بيام.ميدونم خيلي منتظر بودين(فرض كنيد اينجا يه شكلك نيشخند داره.چون با Mozilla كار ميكنم نميتونم شكلك بذارم.اين هم يكي از تغييرات بود)
بي معرفت خيلي كلمه ي بديه...يعني خيلي فحش زشتيه....معلومه كه هنوز منو .....
روزي به تهيه ي رطب خواهم رفت/اين راه به روز يا به شب خواهم رفت/اي يار عزيز اگر بخواهي تا بم/با دوچرخه ام دنده عقب خواهم رفت:(به نقل از ناصر فيض باتصحيح)
مثل اينكه بعضي چيزها رو هم بايد دوباره متذكر بشم (اين كه مشخصه شاعرش كيه):
اين دل شيشه اي ام درد فراوان دارد/چون كه دوران خبر از دوري ياران دارد/اين نگاهت مثل سنگيست كه انداخته اي/در و ديوار دلم زود ترك بردارد
امان از دست اين ويروسا....بدجوري سوءتفاهم ايجاد ميكنن...
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 2:2 قبل از ظهر  توسط هري پاتر  | 

دلداري بلدين؟

يه مدتيه هر كسي به من ميرسه بهم ميگه:به سلامتي چي؟ميگم:چي كه چي؟ميگه:بابا دانشجو....وقتي بهش ميگم ميگه:چي...چي گفتي؟وقتي دوباره تكرار ميكنم بعضيا با انگشتشون كله شون رو ميخوارونن بعضيا هم انگشتشون رو ميكنن تو گوششون بعضيا هم...بعدش ميگن:مگه رياضي نبودي...بعد از كلي توضيح كه بهشون ميدم ميگن:ها.خوب.حتما چيز خوبيه اقاي دكتر(اينجاست كه تازه مي فهمم بابا نرود ميخ اهني در ....)ميگن:حالا كجا؟با كمي ترس (چون عكس العملشون رو ميدونم)بهشون ميگم.(در اين قسمت همگي به اتفاق يك رفتار مشابه از خودشون بروز ميدن)بعد از كلي بالاوپايين پريدن و كج و معوج كردن چشم و ابرو ميگن:مگه ديوانه شدي پسر.گفتي كجا؟هاهاها(در اينجاست كه همگي به طرز فجيعي ميخندن)هاهاها.بعد از كلي نصيحت در مورد هوا و مليت اونجا بالاخره جمله ي وحشتناكشون رو ميگن:بد نيست.حالا چرا زاهدان قبول نشدي؟در اين لحظه گفتگو به پايان ميرسه چون من قاط ميزنم ولي سعي ميكنم باچند لبخند مليح به راه خودم ادامه بدم.اخه...اخه چي فكرش ميكنن.يكي نيست به اينا بگه نه نه شما فقط بگيد تبريز تو كدوم كشوره؟يا اصلا تبريز چند بخشه؟....ولي.....ولي......اصلا ببينم خودمونيما چند روزه به اين فكر افتادم شايد.....شايد.....اگه مثلا.....مهندسي ابياري گياهان دريايي دانشگاه صنعتي دارقوز اباد سفلي رو تو اولويت قرار ميدادم بهتر بود ....بالاخره هيچي كه نباشه مهندسي كه هست...
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 8:8 قبل از ظهر  توسط هري پاتر  | 

مجنون و ليلي(1):شكسته نفسي

مجنون:بالاخره يك ليلي كاملا ايده ال پيدا كردم.ليلي من مثل ادمهاي ديگه راه نميره.مثل بقيه صحبت نميكنه.تازه
سليقه اش هم وحشتناكه.ليلي من روزي 22 بار سر يخچال ميره.هر وقت هم كه حوصله اش سر ميره
ميشينه تلويزيون نيگا ميكنه.در حالت عادي هم.....داره تلويزيون نيگا ميكنه.ليلي من خيلي مظلومه.نه نه ......
يك كمي مظلومه.البته بقيه فكر مي كنن كه مظلومه ولي من كه ميدونم........ننه(مادر مجنون)ميگه اخلاق
و رفتار ليليت(ليلي ات=ليلي تو)درست مثل اخلاق و رفتار خودته.ننه راست ميگه چون من هميشه فكر
ميكنم يك پسر كاملا ايده ال هستم.......
نتيجه خانوادگي: هيچ وقت سعي نكنيد ليلي كه پيدا ميكنيد مثل خودتون باشه چون خيلي افتضاحه.
توضيح نويسنده:طبق اخرين طبقه بندي اين متن در ژانر تخيل و همرديف اثاري چون هري پاتر.ارباب حلقه هاونرگس!!
قرار ميگيره.اخه كجاي عالم ديديد كه يك ليلي ايده ال پيدا بشه....
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 5:4 قبل از ظهر  توسط هري پاتر  | 

پيام بازرگاني

قابل توجه طرفداران ساز طبلا و ملوديهاي هندي افغاني.البوم ((لاله گل))اثري تحسين برانگيز از مهرداد هويدا(البته مال پارساله) اگه تا بحال نشنيديد حتما گوش كنيد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 4:38 قبل از ظهر  توسط هري پاتر  | 

نقد سينمايي(1)خداحافظ رفيق

بابا ايول به همين سينما ماوراء.ميشه از هر چندتا فيلمش يكي درست حسابي پيدا كرد.شايد خداحافظ رفيق رو ديده باشيد كه از سه بخش تشكيل شده.فيلمي كولاك.البته ممكنه همه خوششون نياد.مني كه تو نود قسمت سريال به اصطلاح درام نرگس به جاي گريه خندم مي گرفت با ديدن هر قسمت از اين فيلم اشك از..........باور كنيد به صدتا اژانس شيشه اي و ارتفاع پست و به نام پدر مي ارزه.درسته بهزادپور (كارگردان)با تجربه و معروف نيست.درسته فيلم به جز چند نكته ي مهم چيز ديگه اي براي گفتن نداره. درسته بازيگراش اماتورند.ولي باز هم ميگم ايول.همه چيز فلم باحاله....از اون دسته شهداي موتور سوار گرفته تا دختر بچه اي كه به رزمنده ها گل ميده.موسيقي فيلم هم خيلي به فيلم مياد.به هر حال به من كه خيلي چسبيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 5:18 قبل از ظهر  توسط هري پاتر  | 

به مناسبت رمضان

واقعا خنده داره.كله گنجشكي....روزه ي كله گنجشكي.طرف مياد كله گنجشكي مي گيره.سحر كه بيدار مي شه سحري بخوره هيچي بعدش چون مثلا روزه گرفته صبحانه و ناهار هم كامل مي خوره يوقت ضعف نكنه .تازه بعد با هزار سلام و صلوات مي ياد(مي يارنش)سر سفره كه افطار كنه.حالا من موندم كجاي اين شبيه كله ي گنجشكه.........
يكي از خوانندگان:اخه بدبخت.اين چي بود نوشتي.اخه حسود.....خجالت نمي كشي......عقده اي...
توضيح نويسنده:اين متن كاملا جنبه ي عمومي داشته و احيانا نسبت داشتن هرگونه فرد خاصي به شخص داخل متن رد مي شود.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 4:48 قبل از ظهر  توسط هري پاتر  | 

اي ادميان

ايها الناس مرا دريابيد/اي همه ساكن شهر ماييد /مرا دريابيد/شرط مي بندم من/كه كسي نيست كه بشناخت مرا/
حتي يكبار/كسي كرد سوال/كه چرا او انقدر/لاغر مردني است/يا چرا دارد او/هيكل يك بيمار/خود گويم كه چرا/:
زدرون دل من/چه كسي داشت خبر/كه با هر سخنت/مي شكستي انرا/ومن حتي يكبار/ندادم صدا/نسرودم ندا/
كه شماها همه ادمها/كه داريد همه داعيه ي انسان را/مرا دريابيد...............
وبه قول شاعر:
بگدازيدوبتازيدبراين تن لاغر / بنوازيدوبريزيددراين جم ساغر
به خدا نوبت من هم برسد / بگريزيدوهراسيدزيوم الاخر
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 2:6 قبل از ظهر  توسط هري پاتر  | 

اولياءالله

شايد شنيده باشيد ولي دوباره خوندنش ضرري نداره:
رطب از شاهدي و شيريني سنگها مي زنند بر شجرش
بلبل اندر قفس نمي ماند سالها جز به علت هنرش
از لطافت كه هست در طاووس كودكان مي كنند بال و پرش
كه بديدي ز دوستان خدا كه نيامد مصيبتي به سرش
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 1:33 قبل از ظهر  توسط هري پاتر  | 

ديباچه

سلام به همه ي خوانندگان.اين وبلاگ هيچ نوع اطلاعاتي از قبيل علمي فرهنگي هنري و.......به شما نخواهد داد(حالا فكر نكنيد وبلاگ خودتون خيلي پرمحتواست.عمرآ)و صرفآ براي سرگرمي خودم و افراد علافي مثل خودمه(البته فعلآ)مطالبم چند دسته خواهند بود.يكي تصحيح و بازنويسي با ذكر منبع.دسته ي ديگه مال خودمه.اينم بگم كه شما خيلي خوشبختيد چون براي اولين باره كه مطالبمو در معرض ديد عموم قرار مي دم.پس...........مسرور باشيد.
ميگما(مي گويم ها)اگه يكوقت افتاب از طرفي دراومد كه افتخار دادين و بازديد كردين لطفآ نظر بدين تا در پيشرفت هر چه بيشتر وبلاگ تلاش كنم.
ديگه كمي و كاستي اگه باشه ببخشيد.اخه تازه همين الان به عرصه ي وبلاگ نويسي اومدم.............خوش اومدم
+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 2:32 قبل از ظهر  توسط هري پاتر  |