شیر بوس لالا....مسئله اینه....
پریروز:شیر عامل اصلی در رشد و افزایش قد(تیتر یکی از جراید)
دیروز:دانش اموزان مناطق محروم و دیگر مناطق از شیر رایگان بهره مند خواهند شد(جراید)
امروز:طبق اخرین بررسی ها به علت استفاده ی ناچیز شیر میانگین قد ایرانی ها سه چهار سانتی متر
کاهش یافت(جراید)
فردا:افزایش چشمگیر میانگین قد اموزگاران ابتدایی(پیش بینی خودم)![]()
به نظر من همه چی به هر چی ربط داره....اومدن بودجه گذاشتن قرار شد شیر رایگان به دانش اموزا مخصوصآ مناطق محروم بدن.روزی یک شیر.که واقعآ طرح خوبیه....اما حالا ببینید.....این شیرا میاد یه جا جمع میشه تا توسط چند نفر بین مدارس تقسیم شه....بعدش این چند نفر بابت کار سختی که میکنن مقداری از شیرها رو متصرف میشن(حق التوزیع).....حالا شیرا میرسه به مدرسه.....اول از همه معلمان بیسواد ابتدایی که احتمالآ فکر میکنن شیر میتونه واسه فقر اطلاعاتی که دارن مفید باشه اکثر شیرها رو جمع کرده و روانه ی خونه هاشون میشن....بعد اگه شیری موند به صورت کاملآ عادلانه بین بچه ها تقسیم میشه و بعد هم حتمآ منت میذارن که:((بچه برو درستو بخون...حیف این همه شیر بیت المال نیست که میدیم به این مفت خورای{.......})).تازه با این حسابی که من کردم معلمان ابتدایی اگر هر شب هم شیر بوس لالا کنن باز هم شیر اضافی میارن...یعنی به عبارتی اگه میخوان شیرهایی رو که میبرن خونه رو دستشون نمونه باید روزی حداقل دو سه بار این کار رو انجام بدن......
....نفهمیدین دیگه.....بحث من که اصلآ سر شیر نیست....ببینید....در هر زمینه ای نظارت حدی داره ..... این ما هستیم که باید وجدان داشته باشیم....روزانه اتفاقات بسیاری برای ما روی میدهد که اونا رو پیش پا افتاده قلمداد کرده و به راحتی از کنارشون میگذریم و اصلآ محلش هم نمیذاریم....متاسفانه خیلی چیزا واسمون عادی شده....قباحت خیلی چیزا برامون از بین رفته....تو دو پست قبلی بعضیا اشتباه برداشت کردن....حرف من اینه که مشکل اصلی از خود ماست حالا هر کی هم میخواد بیاد و در راس بشینه(البته این هم در جای خودش اهمیت داره).....صد البته که هر چیزی جای خودش و خلاف و فساد بعضی از مسئولین هم جای خودش....اما....مردمانی که خیلی از قوانین به ظاهر ساده رو زیر پا میذارن به چه حقی انتظار خیلی چیزا رو دارن.....
به هر حال.....قصد توهین به صنف خاصی رو نداشتم(بر همگان واضح است که در هر چیز استثنا وجود دارد)و این قضیه ی شیر هم تنها یک مثال ساده از هزاران مثال دیگر بود که به همین سادگی .....کارها رو درست انجام نمیدیم و از هر چیزی تلاش می کنیم نفع شخصی ببریم و......هر چه هم از شهرهای بزرگ دورتر می شویم یا به قول خودم زیرمجموعه تر می شویم وضع خرابتر می شود و پایبندی به اصول کمتر....مطمئنآ خواهید گفت:این ارگان هایی همچون دولت هستند که باید نظارت کافی داشته باشند و اشخاص سالم بر سر کارها بگمارند و غیره.اما من می گویم:همه ی اینها درست....پس نقش وجدان این وسط چه می شود؟؟؟؟.......
توضیح:ببخشید طولانی می نویسم....تقصیر ملته....زدند اوقاتمان را تلخ کردند حالا چندی است که هی از خودمان پست سیاسی طولانی دروکنیم با کلی مبحث بی ربط که به زور به هم ربطشان می دهیم!.. در پایان میخوام یه حرف کاملآ غیر منطقی بزنم و دست از سر حرف سیاسی بردارم.....دلیلی هم نداره که حرفم رو جدی بگیرین.اصلآ میتونین به من بخندین.اصلآ فرض هم کنید که نمیدانم دنیا دست کیه.فرض کنید شرایط موجود را اصلآ درک نمیکنم.فرض کنید نمیدانم چقدر فقیر و بدبخت و بیکار تو کشور ریخته . همچنین فرض را بر این بگیرید که از اوضاع اقتصادی بی خبرم...اصلآ همه ی حرفای شما و بقیه در مورد شخص رئیس جمهور و تصمیماتی که میگیره و حرفایی که میزنه درست....ولی یه حسی به من میگه همه چی پس از گذشت زمانی بس طولانی یا شاید کوتاه بر همگان مشخص خواهد شد یا پس از روی دادن اتفاقی بس کوچک یا بزرگ مانند مرگ اشخاصی همچون احمدی.....یه دیالوگ تکراری هست که در خیلی از فیلم ها و سریال ها وجود داره(مثل یکی از قسمت های سریال هلیکوپتر پلیس که بمب گذار خطاب به پلیسا میگه):بعضی اوقات خیلی از چیزا اون جوری نیست که به نظر میرسن.حالا من میخوام بگم:((بعضی اوقات خیلی از چیزا بیش از اندازه اون جوری نیستن که به نظر میرسن)) تا حدی که ممکن است یک درصد هم احتمال ندهیم که بدیهی ترین چیزهایی که حتی با چشم خویش دیده ایم یا با گوش خود شنیده ایم یا در مغزمان تحلیل نموده ایم اشتباه باشد....
....دقت داشته باشید.......حتی......یک درصد.....![]()







