من و این همه خوشبختی........!!!!
عید هم تموم شد و من هم به بهترین صورت ممکن از اون استفاده کردم......یعنی یه جورایی در راستای رسیدن به ارزوی چهارمم(رجوع کنید به پست قبل) حرکت کردم......یعنی علاوه بر فیلم های تلویزیون نشستم کلی DVD نیگا کردم.....الان هم میخوام فارغ از پستهای سیاسی و اجتماعی و از این چیزا یه پست راهنمای فیلم بذارم.....البته دلیل نمیشه سلیقه ی شما هم مثل من باشه......
Scray Movie(فیلم ترسناک):بله درست شنیدید.فیلم ترسناک.اسمشه دیگه.چهار تا هم شماره داره.قضیه اینه که کارگردان های محترم فیلم اومدن بر اساس موضوعات و سکانس های فیلم های مختلف و مخصوصآ ترسناک یه فیلمنامه نوشتن و به زیباترین و خنده دارترین حالت ممکن اون فیلم ها رو به باد تمسخر گرفتن......من شاید واقعآ سر هیچ برنامه ای(به جز سریال های عطاران) اینقد نخندیده بودم.....شاید هم به حساب بچگی و ساده اندیشیم بذارین ولی به هر حال فیلم باحالیه خب.منم که عاشق طنز های دیوانه وار.البته یه مطلب خیلی مهم هست که قبل از دیدن فیلم باید یه گله فیلم رو دیده باشین تا شوخی های این فیلم رو با اون فیلم ها! درست حسابی متوجه بشین و حسابی ازش لذت ببرین.این گله فیلم عبارت است از(البته من فقط همین فیلمها رو متوجه شدم.خیلی از سکانس ها بود که مطمئنم بودم مال یک فیلم خاصه که من ندیدمش):نشانه ها(فیلم محبوب خودم)،حلقه۱و۲(ورژن امریکاییش)،کشتار با اره برقی در تگزاس،اره،شکارچیان ذهن،دهکده،جیغ۱و۲و۳،جنگ دنیاها،ماتریکس،جن گیر،فرشته های چارلی،دیگران،مریخ حمله میکند،رزیدنت اویل.بازیگر نقش اول فیلم هم که در هر چهار شماره حضور داره خیلی باحال بازی میکنه.به هر حال اگر دوس دارین یه فیلم خنده دار متفاوت نیگا کنید حتمآ ببینید این فیلمه رو.
American Pie(شیرینی امریکایی):این هم سه شماره داشت......به درد خندیدن میخوره.....ولی خب اول فیلم بالایی رو ببینین......
توضیح(۱):میدونم تعداد خواننده های این وبلاگ که اهل فیلمن کم هستن ولی خب.....چه کار کنم دیگه....وقتی یه فیلم میبینم خوشم میاد نمیتونم معرفیش نکنم......
توضیح(۲):نیگا نیگا ملت خوشبختی رو در چی میبینن.....بعد بعضیا(از جمله یکیش خودم) خوشبختی رو در چی میبینن....واقعآ که قباحت داره......
توضیح(۳):ضمنآ اینجا جا داره از پسردایی عزیزم که تامین کننده ی این فیلماس تشکر کنم....
توضیح(۴):من هی پشت دستم رو داغ میکنم تو ارزو کردن دقت کنم باز سورپرایز میشم.....هنوز ۲۴ ساعت بیشتر از نوشتن پست قبل نگذشته بود که یه اقای برنامه نویس نیکوکار سر ظهر زنگ زد هویجوری به خونمون گفت که در خدمتیم.....من هم گفتم باشه حالا چون اصرار میکنین بیاین خونمون.....حالا فکر کردم مثلآ میخواد اتم بشکافه یا یه برنامه بنویسه در حد موشک هوا کردن......بعد این اقای خوب اومد با دست خودش یه برنامه نوشت در مقیاس ۱۵ خط جوری که من حسابی خجالت کشیدم.....با دست خودش رفت برنامه گرفت اومد نصب کرد و تستش کرد و خودش پرینت هم گرفت.......ایول اقای مهربون.......جا داره اینجا با اینکه میدونم نمیخونین ولی ازتون تشکر کنم.....بعد از این واقعه حسابی حسرت خوردم و دوباره پشت دستم رو داغ کردم........که چرا جلوی اون ارزو اولی ننوشتم فوری فوری فوری فوری...............
توضیح(۵):ای بابا....عید هم که تموم شد باید برگردیم به همون برهوت خودمون(این برهوت نه منظورم اون برهوته سهنده)......فقط واسم دعا کنین.....چون با کمال پررویی همینجا اعتراف میکنم هیچی از تحقیق ها و مقشای عیدیم رو ننوشتم.......به جز یه دونه(که اون رو هم همون ادم خوبه نوشت البته من هم کنارش بودم نیگاش میکردم!)

